خرید بک لینک

درباره سایت

دوستی

آخرین مطالب

امکانات وب

با سلام خدمت فارسی زبانان ایران و جهان داستان از اونجایی شروع میشه که بعد از مرگ و دفن پدر بیامرزم شب ختم مراسم عزاداری و در حین توزیع و پخش غذا به حضار محترم عزا ناگهان چشمم به دختر زیبایی افتاد بنام راحله البته قبل از این من اصلن ندیدمش نمیدونستم خوشحال باشم یا غمگین باشم توی بد موقعی گیر کردم البته راحله با دختر همسایه دورمون اومده بود عزا من اون شب چون سرم شلوغ بود ندونستم که کی از اینجا رفت تا اینکه.....

برچسب: نویسنده: ارسلان تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1392 ساعت: 15:55

صفحه بندی